آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
501
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
معمول ازمنهء سابقه ، عضو مجرم را بطورى قطع مىكردند ، كه او را از كار باز ندارد . مثلا زانى را بينى مىبريدند . اگر مجرم محكوم بجزاى نقدى ، پس از پرداخت جريمه مجددا مرتكب جرم سابق مىشد ، بينى و گوشهايش را مىبريدند ، « بدون اينكه مجرم مجددا حق تقاضاى عفو داشته باشد » « 1 » . اما حاجت بتذكار نيست ، كه اين تعديل نسبى در قانون جزاء مانع آن نبود ، كه پادشاه در اجراء عدالت خشونت بسيار به كار برد . در آثار پروكوپيوس « 2 » مذكور است ، كه در چندين مورد بامر خسرو بعضى از مجرمين را پوست كندند و بكاه انباشتند . بموجب روايت آگاثياس « 3 » بفرمان خسرو نخويزگى را ، كه در كشور لزها مغلوب شد و شكست او باعث تباهى كار ايرانيان گرديده بود ، زنده پوست كندند . مورخان شرقى نه فقط خسرو را يكى از عادلترين پادشاهان دانستهاند ، بلكه او را نمونهء جوانمردى و رحمت شمردهاند . ثعالبى گويد « 4 » بخسرو خبر دادند ، كه يكى از وكيلان او بيش از آنچه مقرر است ، در تجمل و تعيش صرف مىكند . خسرو در جواب توقيع فرمود : « شما چه وقت شطى را ديدهايد ، كه بيش از آنكه آب برگيرد ، زمين را آبيارى كند » . راجع بجود و سخاى خسرو در شعبهء از ادبيات اسلامى ، كه معروف به « ادب » است ، حكايات بسيار ديده مىشود « 5 » . توصيفى ، كه پروكوپيوس از خسرو كرده ، با آنچه در روايات شرقى هست ، چندان مطابقه ندارد ، لكن او مورخ بيطرفى نبوده و از هر صفحهء تاريخش آثار
--> ( 1 ) - نامه تنسر ، دارمستتر ، ص 21 - 219 و 26 - 523 ؛ مينوى ، ص 18 - 17 . در چاپ اخير آخرين جمله چنين خوانده مىشود : و ديگر عضو را تعرض نرسانند . ( 2 ) - جنگ ايران 2 / 11 / 38 و 2 / 17 / 12 - 11 . ( 3 ) - 4 / 23 . ( 4 ) - ص 608 . ( 5 ) - ر ك مثلا بيهقى چاپ شوالى ، ص 553 و 494 ؛ شروانى ، ترجمه رشر ( اشتوتگارت 1920 ) ، ص 207 و ما بعد .